تبلیغات
بیر بیله سوارلی
نظرات وارده لزومن دیدگاه بیر بیله سوارلی نیست
من درد دلم را به قلم خواهم گفت
بیــــــــله ســـــوار مغـــــان
E-mail: bilesavarmoghan@gmail.com
بیر بیله سوارلی

در شهر هر اتفاقی می افتاد می گفتند مقصر بیر بیله سوارلی هست عامل اصلی بدبختی این وبلاگ هست اون نباشه باغ و بستانش می کنیم زیبا چون بهشتش می کنیم.  می گفتند مدیر عینک سیاه بر چشم زدی زیبایی ها را نمی بینی دست بردار از این شهر ، تو نباشی از دوبی پیشی می گیریم .

چند سالی گفتیم نه و ایمان داشتیم به این نه اما بالاخره گفتیم شاید اینها درست می گویند تعطیلش کنیم شاید بهتر شود هر چی باشد شهرمان هست دوست داریم شکوفا شود رفتیم و ننوشتیم. در غیاب ما همه اهل قلم شدند کانالها زدند و گروهها تشکیل دادند هر روز بر افراد خود افزودند تا مشکلاتی از شهر بیان کنند و عقل روی عقل هم ریزند تا شاید فرجی حاصل شود اما این گروهها چند ماهی از تشکیلش نگذشته بود که به مرض کپی پست گرفتار شدند. برای دلخوشی همدیگر لایکها کردند و عده ای برای انتقام گیری  لجن مالی را سر لوحه خود قرار دادند اما حاصلش چی شد؟؟

با این همه بارش حاصلی نبود که درو شود اما تعدادی اتفاقات افتاد که نباید می افتاد

یاور چاله های شهر را رها کرد رفت برای انتخاب فرماندار. فرماندار با دو متر قد  دادیم یکی آب رفته با 135 قد تحویل گرفتیم . وکیل همچنان در خدمت مردم هست حالا این خدمت چی هست ما نفهمیدیم اما در خدمت هست رسول همچنان برای  تیمهای فوتبال کمک مالی جمع می کند تنها تغییر در حسن افتاده که سررسید جدید بدست می گیرد و خانم هژیر رنگ مقنه اش را عوض کرده است. مسوولان همه در جای خود محکم نشسته اند و چنان بر میزهای خود چسبیده اند که محال هست کسی جرات کند آنها را از میزهایشان بکند مسوول داریم ده ساله 15 ساله 17 ساله که مسووله و به احتمال خیلی زیاد مسوول از دنیا خواهد رفت .

شهر روز به روز بدتر و بدتر می شود چاله ها بزرگتر می شود مردم نامیدتر از سالهای قبل آب از آب تکان نمی خورد اما هر روز آب لیوان کمتر می شود.

آیا کسی از شقلان خبر دارد؟ بدبختی کم داشتیم شقلان هم قوز بالا قوز شد .

ایا باز هم ننویسم برم در پشت کوه ها قاز بچرونم؟ یا بنویسم  که از سکته قلبی رهایی یابیم



ارسال در تاریخ پنجشنبه 6 اردیبهشت 1397 توسط بیر بیله سوارلی

قالب وبلاگ